
«با عرض معذرت از برادران ایرانی»، « با
اجازه برادرهای ایرانی»، اینها جملاتی است که سید حسن نصرالله دبیر کل
حزبالله لبنان هنگام سخنرانی در همایش «تجدد و اجتهاد» که در راستای تبیین
ابعاد شخصیتی مقام معظم رهبری در لبنان تشکیل شده بود، ایراد کرد.
معذرتخواهی و اجازهخواهی نصرالله از ایرانیها به رسم ادب انجام میشد و
وی تلاش میکرد که در تبیین ابعاد شخصیت مقام معظم رهبری، ایرانیتر از
ایرانیها جلوه ننماید. بنابراین اجازهخواهی وی حامل این پیام است که: «من
میدانم که نباید در شناخت از شخصیت آیتالله خامنهای از ایرانیها
جلوتر باشم.» اما در عین حال نمیتوانست آنچه که گمان میکرد ایرانیها از
آن غافلند را به زبان نیاورد. نصرالله شخصیت مقام معظم رهبری را فراتر از
حوزه رهبری و جایگاه حقوقی بردند و با صراحت، دو دستهای که به وی جفا
کردهاند و نگذاشتند چهره حقیقی وی به دنیا معرفی شود را برشمردند؛ یک
دسته رسانههای نظام سلطه و دیگر افراد غافل. احتمالاً روی سخن نصرالله در
قسم دوم کسانی بود که از فردای رحلت امام (ره)، بهرغم اذعان آیتالله
هاشمی رفسنجانی، مرحوم سیداحمد خمینی، زهرا مصطفوی و... مبنی بر تأیید صریح
امام بر رهبری ایشان و رأی قاطع خبرگان ملت، نتوانستند نفاق خود را پنهان
سازند و رفتهرفته نفاق آنان به تکامل رسید و در سال 1388 به صورت عریان
نمایان گردید. نصرالله تلاش میکرد در لفافه بگوید که ایرانیها قدر این
رهبر را نمیدانند اما آنچه وی برای ما (لبنانیها) تاکنون گفته است بسان
چراغ راهنمایی بوده است که مسیر مبارزه با صهیونیستها را به خوبی هدایت
کرد و به نتیجه مطلوب منجر شده است. نصرالله دو ویژگی مقام معظم رهبری را
بسیار برجسته دانستند و به آن تأکید کردند: 1 ـ فهم متفاوت رهبری از قدرت
امریکا در منطقه. 2 ـ پیشبینی تحولات آینده. به باور نصرالله ایشان و
جریان حزبالله با تکیه بر فهم مقام معظم رهبری از پیشبینی پیروزیهای
حزبالله بعد از 2001 و بیخاصیت بودن نعرههای امریکا در خاورمیانه بعد از
11 سپتامبر، توانستهاند مسیر تحولات را در 10 سال گذشته به خوبی پیشبینی
و متناسب با آن به اتخاذ راهبردها و تاکتیکها بپردازند.
اکنون میتوان
به درستی پلی بین تأییدات امام (ره) بر رهبری حضرت آیتالله خامنهای و
فهم سید حسن نصرالله از رهبری و شخصیت ایشان برقرار کرد و به عمق ژرفای
نگاه تیزبین امام (ره) پی برد و به تیزهوشی و انسانشناسی امام (ره) درود
فرستاد.
گلایههای نصرالله نسبت به قدرناشناسی بخشی از نخبگان ایرانی
چیز تازهای نیست و در سالهای موسوم به اصلاحات خصوصاً سال 1378 نیز چنین
مواضعی (به صورت غیر رسمی) را از سیدحسن نصرالله شنیده بودیم. فهم نصرالله
از ابعاد شخصیت مقام معظم رهبری را وقتی در کنار قضاوت افرادی مانند پوتین،
کوفی عنان و... میگذاریم به فهم جهانی معظمله بیشتر پی خواهیم برد و
اینجاست که جهتگیری خبرگان ملت در 14 خرداد 1368 را، جهتگیری الهامبخش
میدانیم که آنان فقط وسیلهای برای طی طبیعی مسیر بودند. اکنون میطلبد که
نخبگان سیاسی کشور یکبار دیگر سخنان نصرالله را به صورت عمیق مطالعه
نمایند و عبور نظام اسلامی از گردنههای صعبالعبور 22 سال گذشته را مرور
نمایند و به تبدیل ایران از یک قدرت ملی در پایان جنگ، به یک قدرت منطقهای
را بفهمند. آنگاه اشارههای تیزبین امام راحل را بهتر خواهند فهمید و به
آیندهنگری و الهی بودن شخصیت امام بهتر پی خواهند برد. آنان که مدعای خط
امامی بودنشان گوش فلک را کر کرده است به این تأمل و تفکر بیشتر از بقیه
نیاز دارند.
عبدالله گنجی

